أبو الحسن الشعراني
241
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مىشود از انسان ، قواى طبيعى است و قوهء نفسانى معارض آن است و از مزاحمت آنها كلال عارض مىشود ، مانند آنكه كسى خواهد به بلندى بالا رود و قواى بدنى بر خلاف ارادهء او مايل به زير است ، امّا نيّت از خود نفس است نه قوّهء معارض آن . « 1 » آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ . « 2 » مؤلف : و در خبر است كه اين دو آيه در شب معراج فرود آمد بر رسول صلّى اللّه عليه و آله در زير عرش . چون حقّ تعالى گفت : يا محمّد ! سل تعط ؛ بخواه تا بدهند ، گفت : التحيّات للّه و الصلوات الطيّبات الطاهرات المباركات . جوابش دادند : السّلام عليك أيّها النبيّ و رحمة اللّه و بركاته . رسول صلّى اللّه عليه و آله موافقت را گفت : السّلام علينا و على عباد اللّه الصالحين . گفت : أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد أنّ محمدا عبده و رسوله و أشهد أنّ عليا وليّه و وصيّه . خداى تعالى فرو فرستاد : آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ . علّامه شعرانى : روايت آميخته است از تشهّد به طريقهء اهل سنّت و ولايت امير المؤمنين عليه السّلام بر طبق اعتقاد مردم شيعى ؛ چون اهل سنّت « السّلام عليك » و « السّلام علينا » را پيش از تشهّد مىخوانند . و موافق روايات اهل بيت ، سلام پيش از تشهّد روا نيست و بايد شهادتين گفت و صلوات بر پيغمبر و آل او فرستاد و هيچ سلام نگفت در ركعت دويم ، و در ركعت چهارم هر سه سلام پس از شهادتين است . و اهل سنّت در ركعت دوم هم دو سلام را پس از شهادتين مىگويند و « السّلام عليكم » را در ركعت آخر پس از تشهّد . و عجب است كه در ميان شيعه هيچكس شهادت به وصايت امير المؤمنين عليه السّلام را واجب نداند و اين روايت جزء قرار داده است ! گويا اصل روايت از اهل سنّت بوده است موافق مذهب آنان در تشهّد و يك تن شيعى متعصّب و جاهل شهادت امير المؤمنين عليه السّلام را بر آن افزوده است ، غافل از اينكه اين روايت اصلا موافق
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 425 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 285 .